PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : شيوه سنتي تقسيم آب در سمنان ...


bahary
11-28-2007, 11:23 AM
* آب سهم سهمي: ويژه روزاول فروردين هرسال بود كه در واقع بخشي از «آب سحر» به شمار مي آمد. «آب سحر» را روز اول فروردين قطع نمي كردند و اين آب به «آب روز» يا «سهم سهمي» معروف بود و تمام مردم حق استفاده از آن را داشتند

مي گويند عارف بزرگ و مشهور شيخ علاءالدوله سمناني در بهبود شيوه آبياري و قانون تقسيم آب در سمنان سهم بسزايي داشت. اما پيچيدگي و شگفتي شيوه تقسيم آب سمنان نشان مي دهد كه اين مسأله بايد به پيش از زمان شيخ مربوط باشد.

ازجمله اشارات مبهمي از نويسندگان پيش از دوره شيخ علاءالدوله اين نكته را تأييدمي كنند. مثلاً در «احسن التقاسيم» تأليف ابوعبدالله محمدبن احمد مقدسي درباره سمنان آمده كه: جوي آبي به نوبت از آنجا مي گذرد و استخرهايش را پرمي كند.

چشمه آبي كه از زيركوههاي جنوبي شهميرزاد، درشمال سمنان به سوي سمنان جاري مي شود، در مسيرخود آب چندين رشته قنات به آن مي پيوندند و هزاران نفر چشم به راه آن هستند كه مالكان ريز و درشت آب و كشاورزان زحمتكشي هستند كه برخي مالكيت «سهم آب» خود را از چندين نسل از پدران خود به ارث برده اند.

مالكيت آب در سمنان مانند زمين و خانه داراي اعتبار است و در تقسيم بندي هاي زير جاي مي گيرد:

ـ مالكيت اشخاص كه همانند ديگر ماترك غيرمنقول به وارثين انتقال مي يابد و به خريد وفروش و اجاره برگزارمي شود و ازطريق كابين و مهرانتقال مي يابد.

شنيده شده كه مالكيت آب در سمنان، مأمورين اجراي قانون ملي شدن آب را در اين شهر با مشكلات اساسي روبروساخت كه پس از مطرح شدن آن در مجلس شوراي اسلامي سرانجام چون مقداري از آب سمنان به صورت وقف و مقداري هم مهريه زنان است، تصميم براين شد كه طبق سيره متداول عمل شود.

ـ مالكيت موقوفات (مساجد، تكايا، حسينيه ها، حمام ها، آب انبارها)
ـ آب خالصه كه مصرف سازمان ها و اداره ها و باغ ها و ارگ هاي دولتي را تأمين مي كرد.
ـ درحال حاضر آب خالصه درسمنان يا وجودندارد يا بسيار ناچيز و اندك است.

حقوق كاركنان سازمان آب در سمنان كه با اسامي «قانون دار»، «رييس رودخانه»، «امين»، «انگارنويس»، «استخربان» و «مره دار» مشخص مي شوند از آب رودخانه داده مي شود، يعني مقداري از آب رودخانه به عنوان دستمزد آنها اختصاص داده مي شود و آنان آن آب را يا به فروش مي رسانند و يا به مصرف كشتزار خود مي رسانند. «قانون دار» كه ازسوي علما و معتمدين شهر برگزيده مي شود نگهداري حساب و ميزان آب سهم هريك از مالكين، ثبت تغييرات و نقل و انتقالات و ذكر نام مالكين جديد را به عهده دارد.

آب سمنان از ۳۲ پي (Pey) كه واحدبنياني تقسيم آب است تشكيل مي شود.

مدارگردش آب: جمع مدار گردش آب سمنان درطول ماه پانزده شبانه روز است كه آن را «درجان» darejan مي نامند. درهرماه ۱۳روز آب براي مصرف مالكين جاري مي شود. اما ۳۶ساعت براي مصرف باغ هاي «جزين»، «چهل تن» و «گله رودبار» اختصاص دارد و ۱۲ساعت ديگر هم از گردش آب پانزده روزه به استخرهاي خارج از سمنان اختصاص دارد، بنابراين در هر گردش آب ۴۸ساعت جريان آب به سوي شهر سمنان بسته مي شود كه در اصطلاح سمناني «بري در» ناميده مي شود.

نوبت آب روزي اووين ruzi owin: نوبت شرب هريك از صاحبان آب درشهر هر پانزده روز يكبار است كه پس از محاسبه دو روز «بري در» در نهايت هر ۱۳روز يكبار آب به هر مالك مي رسد. درطول مدار گردش آب هركس داراي روز معيني است كه در آن روز بايد براي گرفتن آب برود. اين روز آب با دقت تعيين شده و كمتر تغييرمي كند كه آن را در اصطلاح «روزي اووين» به معني «روزآب» مي نامند.

اگر تعداد مالكين آب زيادشود، ممكن است در هر «درجاني» دوبار نوبت آب تعلق گيرد، مثلاً اگر كسي ۱۰۰ «اسه ـese» (اسهيا «چوCU» به معني چوب و دونگه به معني دانگه يا دانگ از واحدهاي جزء تقسيمات آب است» آب دارد، ممكن است آن را در دو روز و هرروز پنجاه اسه بگيرد.

زمين هاي زراعي سمنان تقريباً در تمام سال به آب نيازدارند. بنابراين اگر كسي در فصل ها و نوبت هاي آب از سهم خود استفاده نمي كرد، مي توانست با نظر «انگارنويس» آب را براي دفعات بعد ذخيره كند.

فشارآب در روزهاي آب: حجم آب نهرها در روزهاي معين كم و زيادمي شود و اين نوسان به سبب تعداد مالكين يا «آب برها» در هرروز كم و زيادمي شود و ناچار به نسبت تعداد مالكيني كه در هر «آب روز» براي گرفتن آب مراجعه مي كنند فشار آب در نهرها كم يا زيادمي شود و «انگارنويس» در واگذاري نوبت نقش مهمي دارد.

آب هاي نذري و خيراتي: بخشي از آب سهم مالكان علاوه بر آبهاي موقوفه به مصرف امور خيريه مي رسد كه درهرمورد نام ويژه يي براي آن وجوددارد ازجمله: «آب سحر» كه ازسهم چنداستخر همه روزه براي مشروب كردن آب انبارهاي عمومي، حوض هاي مسجدها و خزينه حمام هاي همگاني طي تشريفات جالبي اختصاص مي يافته است.

مردي به نام «سحربان» دقايقي پيش از نمازصبح توپ استخرموردنظر را مي كشند و سپس آهسته تا جلو منزل ذوالفقارخاني كه فاصله يي حدود ۷۰۰متربوده مي رفت و درآنجا دوركعت نمازصبح را به جاي مي آورد. پس از خاتمه نماز دوباره همين فاصله را با آهستگي طي كرده و برمي گشت و توپ استخر (كله Kola) را مي گذاشت. آبي كه در اين فاصله جريان مي يافت پس از مشروب كردن آب انبارها و حمام ها و مسجدها به خارج شهررفته و زميني را كه وقف آب سحربود مشروب مي كرد. «سحربان» را گاهي «استخربان» هم مي ناميدند و مردم درمسير آب سحر، كوچه ها و گذرگاهها را آب پاشي مي كردند.

آب سهم سهمي: ويژه روزاول فروردين هرسال بود كه در واقع بخشي از «آب سحر» به شمار مي آمد. «آب سحر» را روز اول فروردين قطع نمي كردند و اين آب به «آب روز» يا «سهم سهمي» معروف بود و تمام مردم حق استفاده از آن را داشتند و مي توانستند آب انبارها و حوض هاي منازل خود را پركنند.

درمواقع اضطراري و پيش آمدهايي چون زلزله و سيل، يك روز به مدارآب مالكان آب اضافه مي شد و به جاي ۱۳روز ۱۴روز آب به سمنان جريان مي يافت. آب آن يك روز را اجاره مي دادند و بهاي آن را به مرجعهاي ويژه (نماينده دولت يا افرادي كه براي هزينه كردن آب انتخاب شده بودند) تحويل مي دادند كه اين كاري خيريه بود و همه صاحبان آب درآن سهيم بودند.
آسيابها: درمسير حركت آب در هر يك از نهرهاي ششگانه سيستم آبياري سمنان آسيابهايي بود كه چرخ آنها با نيروي آب همين نهرها مي چرخيد و گندم و جو مردم سمنان را بدون پرداخت وجهي آردمي كردند.

واين براساس سنت تاريخي محل بود كه آسياب به هرحال بايستي با آب بگردد.

آسيابان نه تنها وجهي پرداخت نمي كرد بلكه به وسيله همين آب حدود يك جريب باغي را كه دركنار آسياي خود داشت مشروب مي كرد. آب در مسير خود به تنوره آسياب مي ريخت و پس از به گردش درآوردن چرخهاي آسياب ازمجراي زيرآسياب به نهر مسير مي پيوست.

تعداد اين آسياب ها در مسيرپنجگانه استخرها هفده دستگاه بود.

bahary
11-28-2007, 11:26 AM
پاره يي از باورها درباره آب

ـ اگر كسي هنگام آوردن آب از كاريز با بردن جنازه به گورستان مواجه شود، بيمارمي شود.
ـ اگر روز آدينه لباس بشويند آب بهشت را آلوده كرده اند.
ـ اگر پشت سرمسافر آب بريزند زودبرمي گردد.
ـ اگر موقع ريختن آب داغ بسم الله نگوييم جن زده مي شويم.
ـ خراسانيها بر اين باورند كه اگر روي آرامگاه مرده آب بپاشند روحش تازه خواهدشد.
ـ اگر كاسه يا ليوان آب را در وسط سفره بگذارند شمر به آب مي رسد، مشهوراست كه شمر پس از مردن به شكل سگ چهارچشمي درآمده و در دشت سوزاني له له زنان ازهرسو به دنبال آب مي دود ولي آب گيرش نمي آيد.
ـ آب اگر هنگام ريختن روي زمين صداكند و به اصطلاح «سلام بگويد» مهمان خواهدآمد.
ـ ايستاده آب خوردن رنگ زردي مي آورد، به روايت ديگر هركس ايستاده آب بخورد به «دردبي درمان» دچارخواهدشد.
باران: در خراسان اگر زياده از حد باران ببارد و سبب خطر و وحشت گردد مقداري نمك روي قطعه ناني مي پاشند و آن را به دست بچه شكم اول مي دهند تا ببرد و در حياط زيرباران بگذارد و براين باورند كه با اين كار باران ديگر نخواهدباريد. يا نخي به دست گرفته و نام چهل و يك كچل را برزبان مي آورند و با نام هريك گرهي به نخ مي زنند.
گاهي نام چهل و يك كچل را روي كاغذي نوشته و جلوي باران مي گذارند. اگر باران به اندازه كافي نبارد يا خشكسالي شود، عده يي از كودكان، الاغي را بزك كرده به گرمابه مي برند ودر سرراه سر به آسمان كرده و اين شعر را مي خوانند:
چولي قزك بارون كن
بارون بي پايون كن
گندم به زيرخاكه
از توشنگي پلاكه
گلهاي سرخ لاله
از توشنگي مناله
چولي قزك بيابيا
با ابراي سياسيا
بارون بيا جرجر
تو نودونا شرشر
تازمينا اوبخوره
تا گندما توبخوره
چولي قزك (Choli-qezak) فرشته توفان و باران است كه ظاهراً از دو واژه «كولي» يا «كوله» و قزح تشكيل شده كه «كوله» به معني كج و خميده است وقزح نيز خداي توفان نزد اعراب بدوي بوده كه بعدها آن را در زبان فارسي براي بيان كمان خداي توفان نيز بكاربردند، بنابراين به احتمال قوي چولي قزك همان «رنگين كمان» است. توشنگي به لهجه خراساني به معني تشنگي، او به معني آب و توبخوره به معني تاب بخورد (رشدكند) است.