PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : مهر خوبان


sina
12-01-2007, 02:50 PM
مهر خوبان دل ودين از همه بي پروا برد
رخ شطرنج نبرد انچه رخ زيبا برد
تو مپندار كه مجنون . سر خود مجنون گشت
از سمك تا به سمايش كشش ليلا برد
من به سر چشمهء خورشيد نه خود بردم راه
ذره اي بودم و مهر تومرا با لا برد
من خسي بي سروپايم كه به سيل افتادم
او كه مي رفت مرا هم به دل دريا برد
جام صبها ز كجا بود مگر دست كه بود
كه درين بزم بگرديد و دل شيدا برد
خم ابروي تو بود و كف مينوي تو بود
كه به يك جلوه . ز من نام و نشان يك جا برد
خودت اموختيم مهر و خودت سو ختيم
با برافروخته روئي كه قرار از ما برد
همه ياران به سر راه تو بديم ولي
خم ابروت مرا ديد و زمن يغما برد
همه دل باخته بوديم و هراسان كه غمت
همه را پشت سر انداخت . مرا تنها برد