PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : تهراني هاي اصيل كجايند


Khatereh
08-05-2007, 10:12 AM
خودرويي ناگهان از فرعي به اصلي مي پيچد و راننده پايش را محكم روي ترمز مي گذارد. پس از رد و بدل شدن جملات ركيكي ميان ميان دو راننده، خودرويي كه خلاف كرده بود مي رود و راننده ديگر غرولند كنان مي گويد: "هر كس و ناكسي زمينش را در شهر و دهاتش فروخته، يك ماشين خريده و آمده تهران. اينها را چه به ماشين سواري؟ شهر شده پر از غربتي، از هر صد نفر يكي تهراني نيست."
http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2007/07/20070729150601tehran203b.jpg
اهالي روستاي تهران كه نامش از سده ششم هجري به كتاب هاي جغرافي دانان اسلامي راه يافته است، همچون ديگر مردمان ناحيه ري و قصران از تيره آريايي بودند
اين راننده ممكن است خودش ته لهجه اصفهاني، آذري يا مشهدي داشته باشد اما گويي در تهران رسم است كه همه خود را تهراني زاده اصيل و ديگران را شهرستاني يا به گونه تحقيرآميز "دهاتي" بدانند!

گو اين كه تهراني بودن به خودي خود فضيلتي به حساب نمي آيد، اما واقعا تهراني ها چه كساني هستند، كجايند و چه مي كنند؟ چه گذشته اي دارند و آيا در شهري كه همواره با سيل مهاجران روبرو بوده است، مي توان از "تهراني اصيل" سخن گفت؟

براي يافتن ردپاي تهراني هاي قديم، بايد به عقب بازگشت و سير دگرگوني جمعيت شهر را از آغازين دهه ها و سده هاي بالندگي تهران پي گرفت.

رنگ ري و مزه مازندران

اهالي روستاي تهران كه نامش از سده ششم هجري به كتاب هاي جغرافي دانان اسلامي راه يافته است، همچون ديگر مردمان ناحيه ري و قصران از تيره آريايي بودند. فرهنگشان از فرهنگ ري باستان و مازندران تأثير پذيرفته و زبانشان مخلوطي بود از زبان رازي و مازندراني و تا حدودي گيلاني (ديلمي). اين همان زباني است كه تا گذشته نه چندان دور در گويش شميراني ها به گوش مي رسيد.

اما وقتي تهران پايتخت شد، مستوفيان و منشياني كه از فراهان، تفرش، ري و گركان آمده بودند تا امور ديوان قاجاريه را رتق و فتق كنند، زبان "لفظ قلم" خود را در تهران جا انداختند؛ زباني كه زيباترين جلوه هايش در "منشأت" قائم مقام فراهاني، صدر اعظم محمد شاه قاجار ديده مي شود.

شغل روستائيان تهراني، اغلب كشاورزي از نوع باغداري بود؛ چرا كه در نوشته هاي تاريخي به وجود باغ ها و انارستان هاي بزرگ پيرامون تهران اشاره شده است.

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2007/07/20070724181742tehran203.jpg

روستاي تهران از دوره صفويه جامه شهر به تن كرد و اهميت درخوري يافت و حدود ۲۵۰ سال بعد در ۱۲۰۰ هجري قمري پايتخت ايران شد. در اين زمان جمعيت تهران به حدس و گمان نزديك به ۱۵۰۰۰ نفر بود


همچنين از زمان فتوحات اسلامي، عده اي از قبايل عرب و از دوره يورش تركان و مغولان پاره اي قبايل عمدتا ترك زبان با شيوه زندگي كوچ روي در اطراف تهران جا گرفتند كه حالا نامشان را مي توان در نام خانوادگي برخي ساكنان شهر پيدا كرد: افشار، شاهسون، كاكاوند، اينانلو، هداوند، كردبچه، پازكي و ...؛ شاخه هايي ديگر از اين ايلات در ساير نواحي ايران پراكنده اند.

اين جماعت ايلياتي دست كم تا دوره مظفرالدين شاه قاجار (۱۲۸۵- ۱۲۷۵خورشيدي) پيرامون تهران، ساوه و قزوين در ييلاق و قشلاق بودند اما در دهه هاي اخير عده اي شان كه عمدتا از ايل شاهسون بودند، در محدوده منطقه ۱۷ شهرداري تهران (حوالي ميدان ابوذر و دو راهي قپان) ساكن شدند.

يك تهراني و سه مهاجر

Khatereh
08-05-2007, 10:13 AM
يك تهراني و سه مهاجر

روستاي تهران از دوره صفويه جامه شهر به تن كرد و اهميت نظامي درخوري يافت و حدود ۲۵۰ سال بعد در ۱۲۰۰ هجري قمري پايتخت ايران شد. در اين زمان جمعيت تهران به حدس و گمان نزديك به ۱۵۰۰۰ نفر بود، اما اين جمعيت اندك، خيلي زود با سيل مهاجراني روبرو شد كه بنابر جاذبه ها و نيازهاي پايتخت جديد راه خود را به اين سو كج كرده بودند.

نخستين مهاجران از ايل و تبار قاجار بودند كه خود را نه فقط صاحب تهران كه مالك سراسر ايران مي دانستند. درباري كه اينان در تهران شكل دادند، نيازهاي بسيار داشت. چنان كه گفته شد، عده اي ديوان سالار از فراهان و تفرش و گركان آمدند. تعداد زيادي معمار و بنا نيز از كاشان روانه تهران شدند تا در ساخت كاخ هاي سلطنتي و خانه هاي اعياني شركت جويند.

پايتخت، مركز داد و ستد كشور است و از اين رو بازرگانان شهرهاي معتبري چون تبريز و اصفهان، نمي توانستند خود را از چنين بازاري كنار بكشند، پس آنها نيز به جمع مهاجران پيوستند.

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2007/07/20070729150548tehran203a.jpg
وقتي تهران پايتخت شد، مستوفيان و منشياني كه از فراهان، تفرش، ري و گركان آمده بودند تا امور ديوان قاجاريه را رتق و فتق كنند، زبان "لفظ قلم" خود را در تهران جا انداختند



اين تحولات جمعيتي را مي توانيم در آمار سال ۱۲۸۶ هجري قمري ملاحظه كنيم. آمار بوسيله يكي از شاگردان دارالفنون به نام عبدالغفار نجم الملك گردآوري شده و نشان مي دهد كه در اين سال، جمعيت ۱۴۷ هزار نفري تهران به ترتيب شامل تهراني ها (۲۴ درصد)؛ قاجارها (۱۲ درصد)؛ اصفهاني ها (۶ درصد)؛ آذري ها (۵ درصد) و اهالي ديگر شهرها (۵۳ درصد) بوده است. اين ديگران، بيشتر كاشاني و در كار بنايي و معماري بودند.

بنابراين تهران در همان نخستين سده پايتختي، به شدت مهاجر پذير بود و تهراني ها گرچه از يكايك گروههاي مهاجر بيشتر بودند، اما نسبتشان به مجموع مهاجران، حدود يك به سه بود.

فرصت تهراني شدن

اين كه در اين سده ساكنان تهران چه مي كردند، از آمار ديگري مربوط به سال ۱۲۶۹ هجري قمري يعني ۱۷ سال پيش از آمار نجم الملك به دست مي آيد. در اين آمار كه احتمالا براي استفاده هاي مالياتي گرفته شده است، ۲۵۶ دكان، شغل، حرفه و خدمات فهرست شده اند كه تقريبا همه جور كاري را در برمي گيرند؛ از مشاغل منسوخ شده مانند باروت كوبي، نخودبريزي، زنبورك چي، شربت دار، منجم باشي، نقاره چي و ... تا مشاغل همچنان پابرجا مثل خياطي و قصابي و بقالي.

در اين آمار به تعداد زيادي نوكر نيز برمي خوريم كه همان كارمندان دولت هستند. اين شغل بيش از همه در تهران رواج داشت و تا امروز كسان بسياري را از شهر و ديار خود بدين جا كشانده است.



فرهنگ تهراني ها از فرهنگ ري باستان و مازندران تأثير پذيرفته و زبانشان مخلوطي بود از زبان رازي و مازندراني و تا حدودي گيلاني و ديلمي


همچنين در آمار ديگري كه مربوط به سال ۱۳۲۰ هجري قمري (۱۲۸۱ خورشيدي) است، سر و كله مشاغل كاملا جديد مانند دوافروشي، نفت فروشي، شيريني فروشي، تلگرافچي و پستچي پيدا مي شود كه نتيجه ورود دستاوردهاي تمدن مغرب زمين به ايران است.

البته ورود مهاجران تا پايان دوره قاجار هرگز قطع نشد و اين كه در جنبش مشروطه اغلب نام ها چه در گروه مشروطه خواهان، چه در گروه مشروطه ستيزان، پسوند شهرهاي ديگر را دارند، خود گواهي است بر اين مدعا و از آن مهم تر اين كه بسياري مهاجران از بركشيدگان جامعه بودند: سيد عبدالله بهبهاني، ميرزا جهانگير خان شيرازي (صوراسرافيل)، سيد جمال الدين واعظ اصفهاني، ناظم الاسلام كرماني، سلطان العلماي خراساني، محمد مهدي شريف كاشاني، محمد رضا مجتهد قمي، سيد جمال الدين افجه اي، شيخ فضل الله نوري، سيد علي آقا يزدي و ....

رشد ساليانه جمعيت تهران از سال ۱۲۸۶ تا ۱۳۲۰ هجري قمري ۸۵/۲ درصد گزارش شده است كه با در نظر گرفتن ميزان بالاي زاد و ولد از يك سو و زيادي مرگ و مير از سوي ديگر، رقم معقولي براي آن دوره است؛ و شايد اگر تهران بر همين سياق جلو مي آمد، تهراني ها و تهراني شده ها اكثريت مطلق جمعيت را از آن خود مي كردند و اوضاع به گونه اي رقم نمي خورد كه امروزه در شهري ۱۰ ميليوني، چراغ به دست بگيريم و در پي تهراني و تهراني زاده باشيم!

Khatereh
08-05-2007, 10:14 AM
تهران براي مهاجران

اما نيازها و جاذبه هاي پايتختي، مهاجران بيشتري را بدين سو سوق داد. در نخستين سال سده ۱۳۰۰ خورشيدي، جمعيت تهران ۲۱۰ هزار نفر بود اما بيست سال بعد در ۱۳۲۱ به ۷۰۰ هزار نفر رسيد. بي ترديد، ۳/۳ برابر شدن ساكنان شهر در اين مدت فقط ناشي از زاد و ولد تهراني ها نبود؛ بلكه از دومين موج بزرگ مهاجرتي پس از پايتختي تهران حكايت مي كرد كه در دوره سلطنت رضا پهلوي (۱۳۲۰– ۱۳۰۴ خورشيدي) به راه افتاد.


در دهه چهل و پنجاه، فرصت هاي سرمايه گذاري و امكانات توليدي و فرهنگي بيش از پيش در تهران متمركز شد و شهر را در ابعاد گسترده تري در معرض ورود مهاجران قرار داد



علت عمده اش نيز تمركز پروژه هاي نوين سازي در تهران و ايجاد يك بازار كار بزرگ در پايتخت بود؛ بازاري كه در همه رده هاي تجارت، صنعت، خدمات و امور ساختماني به نيروي كار نياز داشت. بدين ترتيب تهراني ها يك بار ديگر خود را در محاصره مهاجران ديدند و چاره اي نبود كه با آنها كنار بيايند و دربياميزند.

روند مهاجرت به تهران تا دهه ۱۳۴۰ تا حدي متعادل بود، اما در اين دهه، سومين موج بزرگ حركت خود را آغاز كرد. اصلاحات ارضي كه بسياري كشاورزان را بي زمين گذارد يا زمين كافي به آنها نداد و روستائيان خوش نشين را به ترك يار و ديار واداشت، نقش به سزايي در اين باره بازي كرد.

نوع مهاجران نيز متفاوت بود. اگر در آغاز پايتختي تهران، مهاجران از جنس بنا و معمار و ديوانسالار و بازرگان و صنعت گر بودند و كمك مي كردند كه شهر در قواره يك پايتخت ظاهر شود، مهاجران دهه چهل بيشتر سربار تهران شدند و زاغه ها و حاشيه ها را گسترش دادند. اينها البته جدا از نخبگاني بودند كه همواره به سبب مركزيت سياسي، اقتصادي و فرهنگي تهران بدين شهر آمده اند و بيشتر، كيفيت حضورشان مهم است تا كميتشان.

به هر روي در دهه چهل و پنجاه، فرصت هاي سرمايه گذاري و امكانات توليدي بيش از پيش در تهران متمركز شد و وجود بيشترين دانشگاهها و مراكز فرهنگي همچون روزنامه ها، انتشارات و چاپخانه ها، موزه ها، سينماها، تأترها و كتابخانه ها، شهر را در ابعاد گسترده تري در معرض ورود مهاجران قرار داد.

تهرانيان جديد

ابعاد موج سوم مهاجرت را مي توان درخلال داده هاي سرشماري هاي تخصصي كه از سال ۱۳۳۵ هر ده سال يك بار تكرار شدند، به دقت نگريست. جمعيت تهران كه در اين سال يك ميليون و ۵۱۲ هزار نفر (بدون جمعيت ري و تجريش) بود در سال ۱۳۴۵ به دو ميليون و ۷۱۹ هزار نفر و در سال ۱۳۵۵به چهار ميليون و ۵۳۰ هزار نفر رسيد . بدين سان ميانگين رشد ۱۵ درصدي براي جمعيت تهران رقم خورد.



سومين موج بزرگ مهاجرت بعد از اصلاحات ارضي اتفاق افتاد كه بسياري كشاورزان را بي زمين گذارد يا زمين كافي به آنها نداد و روستائيان خوش نشين را به ترك يار و ديار واداشت


در آمارگيري سال ۱۳۵۵ روشن شد كه ۱/۵۵ درصد از ساكنان پايتخت، متولد شهرستان تهران، ۶/۹ درصد متولد شهرهاي استان تهران، ۷/۳۳ درصد متولد ساير استان ها و ۶/۱ درصد متولد خارج از كشور هستند.

بنابراين آمار نسبت تهراني ها به مهاجران ۵۵ به ۴۵ بود، اما همين تهراني زاده ها نيز يك يا دو نسل پيش تر نسب به مهاجران مي بردند. پس حق با محمد علي جمال زاده بود كه به سال ۱۳۵۰ در يكي از مقاله هايش نوشت: "طهراني حقيقي كه نسلا بعد نسل جد و آبائش طهراني باشد، بسيار كم است." حتي خود او نيز به عنوان فرزند سيد جمال الدين واعظ اصفهاني ريشه در نصف جهان داشت.

Khatereh
08-05-2007, 10:15 AM
طرفه آن كه همين جمعيت بسيار كم هرگز در محله هاي قديمي و اصيل شهر مانند عودلاجان، دولت، سنگلج و چالميدان باقي نماندند و با گسترش شهر، در چهارسوي شهر پراكنده شدند. سبك و سياق زندگي و خلقيات آدم ها نيز عوض شده بود. در دوره قاجار ازدواج ها يا خانوادگي بود، يا محلي و يا ميان دختران و پسراني كه پدرانشان هم شغل بودند، اما در دوره جديد اين رسم و رسوم به زوال گراييد و تهراني ها كه چند نسل با مهاجران درآميخته بودند، با دغدغه كمتر و در اندازه بيشتري بدين كار دست يازيدند.

پس از انقلاب، موج چهارم مهاجرت به سوي تهران سرازير شد. باز به همان علل گذشته و اين كه تلاطمات ناشي از انقلاب و مصايب برخاسته از جنگ، نه فقط به مهاجرت دامن زد بلكه مهار آن را دشوار ساخت. مهاجران، دهها شهرك پيرامون تهران درست كردند كه بعدها برخي شان چون اسلامشهر به عنوان شهر به رسميت شناخته شدند. دولت نيز در فشار روزافزون جمعيت دست به كار ساخت شهرهايي چون پرديس و هشتگرد شد كه بسياري شان همراه با جمعيت كرج و ساير شهرهاي اطراف روزها به تهران مي آيند و شب ها بازمي گردند.

ردپاي گم شده

اكنون تهران است و انبوه مهاجران و تهراني هايي كه حتي اگر با مهاجران درنياميخته باشند، چندان علاقه اي به حفظ اصالت هاي خود ندارند يا دست كم كوشش جانانه اي در اين باره به خرج نمي دهند. شايد رويارويي مداوم آنها با انبوه مهاجران براي بيش از دو قرن، موجب شده كه زياد سخت نگيرند و مقاومتي در برابر تازه از راه رسيدگان به خرج ندهند. وگرنه زندگي و تاريخشان يكسر آغشته به درگيري و ستيز خواهد بود. خيلي كه همت كنند، خود را از آميزش با مهاجران و مهاجرزادگان بركنار دارند كه تازه اين نيز در نسل جديد رنگ باخته است.

اينك اگر بخواهيم در جست و جوي تهراني هاي اصيل باشيم ، بايد چند قطره رنگ را در نظر آوريم كه آب بر آن ريخته اند. اين ديگر نه آب است و نه رنگ؛ ملغمه اي است از هر دو كه آبرنگش مي خوانند و چون ديگر بار بر اين آبرنگ ، آبي بريزند، از آن رنگ، ته رنگي بيش نمي ماند و اگر چند بار ديگر چنين شود هرچند كه ذرات رنگ هنوز هست اما ديگر قابل ديدن نيست. دويست سال است كه بر رنگ تهراني بودن آب مهاجرت ريخته اند و ديگر نه رنگي مانده است، نه حتي ته رنگي.
http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2007/07/20070710150230old-tehran203f.jpg

چنين است كه جست و جوي تهراني هاي اصيل كاري است نه چندان آسان و شايد كه بيهوده. راستي را كه ردپاي آنان در تاريخ گم شده است!

Khatereh
08-05-2007, 10:17 AM
http://www.hamshahri.net/images/upload/news/pose/8605/darvaze-dolat.jpghttp://www.hamshahri.net/images/upload/news/pose/8605/darvaze-ghar.jpg


http://www.hamshahri.net/images/upload/news/pose/8605/darvaze-gomrok.jpghttp://www.hamshahri.net/images/upload/news/pose/8605/darvaze-shemiran.jpg

Khatereh
08-05-2007, 10:21 AM
http://www.hamshahri.net/images/upload/news/pose/8605/shahrdari-tehran.jpghttp://www.hamshahri.net/images/upload/news/pose/8605/majles.jpg

http://www.hamshahri.net/images/upload/news/pose/8605/sinema-grand.jpghttp://www.hamshahri.net/images/upload/news/pose/8605/kahkgolestan.jpg