Khatereh
07-21-2008, 11:26 AM
رضازاده: به فكر ركوردشكني نيستم
وقتي درددل هاي حسين رضازاده را كنار توصيف اش از آخرين شرايطش بگذاريد به نتيجه اميدواركننده يي نمي رسيد. همان روزي كه رضازاده از حضور در مسابقات جهاني و رقابت هاي قهرماني آسيا انصراف داد شايد غيبت پرافتخارترين ورزشكار المپيكي ايران در بازي هاي پكن شنيده مي شد اما رضازاده اين روزها صبح تا شب با ميله هاي آهني سروكله مي زند. خودش مي گويد اين كلنجارهاي شبانه روزي با وزنه هاي سنگين براي رسيدن به سومين مدال طلاي المپيك است؛ «از همه چيز گذشته ام؛ زن، بچه، زندگي و تفريح. شب ها از درد عضله خوابم نمي برد. برخي اوقات نيمه شب به خاطر درد كتف از خواب مي پرم. اين همه زحمت مي كشم. خيلي سخت است. يازده سال است در هر مسابقه يي كه شركت مي كنم با افتخار بازگشته ام. ركورد دنيا را زده ام. مدال طلا گرفته ام. دوست دارم يك كارشناس خودش را جاي من بگذارد. مردم بدانند كه هر ورزشكاري خودش بيشتر از هر كس دوست دارد به مدال طلاي المپيك برسد. مگر من خودم دوست ندارم طلاي المپيك را بگيرم. اكنون با درد زندگي مي كنم تا طلا بگيرم. من شب ها در استاديوم آزادي مي خوابم. نه به خانه مي روم و نه به هتل. همين جا در استاديوم مي خوابم. همه اين سختي ها را تحمل مي كنم تا سومين مدال طلاي المپيك را بياورم. اگر نمي خواستم به المپيك بروم يا طلا بگيرم، اين همه سختي نمي كشيدم. همه اين سختي ها را تحمل مي كنم تا بتوانم پاسخگوي توقع بحق مردم در المپيك باشم.» هر چند لحن حرف هاي رضازاده مانند گذشته اميدواركننده نيست اما او از وضعيت تمريناتش بيست روز قبل از المپيك پكن رضايت دارد؛ «خيلي خوب تمرين كرده ام. تمرين هايم خوب است. در آخرين مرحله اردوي اردبيل كه چهل روز تمرين كردم هم من و هم ساير وزنه برداران ركوردهاي خوبي زديم، خوب تمرين كرديم و همه چيز آماده بود. الحمدلله وضعيتم خوب است اما توقع هاي زياد مردم كمي اذيتم مي كند. اين هم موضوعي است كه اهالي خانه وزنه برداري با تبليغات پياپي به وجود مي آورند.» با اين حال حرف هاي واقع بينانه قهرمان جهان روياي ركوردشكني او در المپيك پكن را باطل مي كند. او مي گويد؛ «قرار نيست يك ورزشكار هميشه در اوج باشد. من تاكنون هشت مدال جهان و المپيك را گرفته ام. كدام ورزشكار را در ايران سراغ داريد اين همه مدت قهرمان باقي بماند. اما بايد به من حق بدهيد كه همان جوان سابق نيستم. اين را بايد باور كنيد، ورزش برد و باخت دارد. من براي پكن چيزي كم نگذاشته ام. هر كاري كرده ام كه براي پكن به اوج برسم. مي دانم كه همه دوست دارند طلا بگيرم، حتي مدال نقره و برنز را هم براي من باخت محسوب مي كنند. اما مي خواهم به مردم بگويم در ماه هاي اخير با تمام وجود براي المپيك تلاش كرده ام. با درد مي جنگم كه تمرين هايم را ادامه بدهم. با اين حال اكنون در شرايطي نيستم كه ركوردهايم را بهبود بخشم.
مطمئن هستم تا سال ها كسي به اين ركوردها نزديك نمي شود. از كسي هم هيچ توقعي ندارم، از هيچ كس. از خدا مي خواهم دوباره به من نظر كند تا بتوانم بار ديگر افتخارآفريني كنم.» حرف هاي پاياني رضازاده هم بوي خداحافظي مي دهد. هر چند او قبلاً گفته بود تا سال 2010 وزنه خواهد زد اما از صحبت هاي تازه رضازاده چيز ديگري برداشت مي شود؛ «من كم كم به آخر خط قهرماني ام مي رسم. اين رسم دنيا است. من ديگر آن ورزشكار جوان نيستم. اكنون فقط به سومين طلاي المپيك فكر مي كنم. پس از آن بايد جوان ترها جاي من را بگيرند. اما خواهش مي كنم با من طوري برخورد نكنند كه ورزشكاران جوان انگيزه آمدن به ورزش را از دست بدهند. توقع بيش از حد خيلي سخت است.»
وقتي درددل هاي حسين رضازاده را كنار توصيف اش از آخرين شرايطش بگذاريد به نتيجه اميدواركننده يي نمي رسيد. همان روزي كه رضازاده از حضور در مسابقات جهاني و رقابت هاي قهرماني آسيا انصراف داد شايد غيبت پرافتخارترين ورزشكار المپيكي ايران در بازي هاي پكن شنيده مي شد اما رضازاده اين روزها صبح تا شب با ميله هاي آهني سروكله مي زند. خودش مي گويد اين كلنجارهاي شبانه روزي با وزنه هاي سنگين براي رسيدن به سومين مدال طلاي المپيك است؛ «از همه چيز گذشته ام؛ زن، بچه، زندگي و تفريح. شب ها از درد عضله خوابم نمي برد. برخي اوقات نيمه شب به خاطر درد كتف از خواب مي پرم. اين همه زحمت مي كشم. خيلي سخت است. يازده سال است در هر مسابقه يي كه شركت مي كنم با افتخار بازگشته ام. ركورد دنيا را زده ام. مدال طلا گرفته ام. دوست دارم يك كارشناس خودش را جاي من بگذارد. مردم بدانند كه هر ورزشكاري خودش بيشتر از هر كس دوست دارد به مدال طلاي المپيك برسد. مگر من خودم دوست ندارم طلاي المپيك را بگيرم. اكنون با درد زندگي مي كنم تا طلا بگيرم. من شب ها در استاديوم آزادي مي خوابم. نه به خانه مي روم و نه به هتل. همين جا در استاديوم مي خوابم. همه اين سختي ها را تحمل مي كنم تا سومين مدال طلاي المپيك را بياورم. اگر نمي خواستم به المپيك بروم يا طلا بگيرم، اين همه سختي نمي كشيدم. همه اين سختي ها را تحمل مي كنم تا بتوانم پاسخگوي توقع بحق مردم در المپيك باشم.» هر چند لحن حرف هاي رضازاده مانند گذشته اميدواركننده نيست اما او از وضعيت تمريناتش بيست روز قبل از المپيك پكن رضايت دارد؛ «خيلي خوب تمرين كرده ام. تمرين هايم خوب است. در آخرين مرحله اردوي اردبيل كه چهل روز تمرين كردم هم من و هم ساير وزنه برداران ركوردهاي خوبي زديم، خوب تمرين كرديم و همه چيز آماده بود. الحمدلله وضعيتم خوب است اما توقع هاي زياد مردم كمي اذيتم مي كند. اين هم موضوعي است كه اهالي خانه وزنه برداري با تبليغات پياپي به وجود مي آورند.» با اين حال حرف هاي واقع بينانه قهرمان جهان روياي ركوردشكني او در المپيك پكن را باطل مي كند. او مي گويد؛ «قرار نيست يك ورزشكار هميشه در اوج باشد. من تاكنون هشت مدال جهان و المپيك را گرفته ام. كدام ورزشكار را در ايران سراغ داريد اين همه مدت قهرمان باقي بماند. اما بايد به من حق بدهيد كه همان جوان سابق نيستم. اين را بايد باور كنيد، ورزش برد و باخت دارد. من براي پكن چيزي كم نگذاشته ام. هر كاري كرده ام كه براي پكن به اوج برسم. مي دانم كه همه دوست دارند طلا بگيرم، حتي مدال نقره و برنز را هم براي من باخت محسوب مي كنند. اما مي خواهم به مردم بگويم در ماه هاي اخير با تمام وجود براي المپيك تلاش كرده ام. با درد مي جنگم كه تمرين هايم را ادامه بدهم. با اين حال اكنون در شرايطي نيستم كه ركوردهايم را بهبود بخشم.
مطمئن هستم تا سال ها كسي به اين ركوردها نزديك نمي شود. از كسي هم هيچ توقعي ندارم، از هيچ كس. از خدا مي خواهم دوباره به من نظر كند تا بتوانم بار ديگر افتخارآفريني كنم.» حرف هاي پاياني رضازاده هم بوي خداحافظي مي دهد. هر چند او قبلاً گفته بود تا سال 2010 وزنه خواهد زد اما از صحبت هاي تازه رضازاده چيز ديگري برداشت مي شود؛ «من كم كم به آخر خط قهرماني ام مي رسم. اين رسم دنيا است. من ديگر آن ورزشكار جوان نيستم. اكنون فقط به سومين طلاي المپيك فكر مي كنم. پس از آن بايد جوان ترها جاي من را بگيرند. اما خواهش مي كنم با من طوري برخورد نكنند كه ورزشكاران جوان انگيزه آمدن به ورزش را از دست بدهند. توقع بيش از حد خيلي سخت است.»