PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : نماز و چراهاي آن


Khatereh
08-25-2007, 11:07 AM
نماز و چراهاي آن

ريشه هاي بي توجهي به نماز و يا ترك آن :
1 ـ عدم آشنايي به فلسفه و فوايد و آثار نماز: در اين زمينه به اختصار آثار، فوايد و فلسفه نماز ذكر شد.
2 ـ احساس تحجر و عقب ماندگي: اين احساس بيشتر در نسل تحصيلكرده و روشنفكر امروز وجود دارد كه مذهبي بودن را نشانه تحجر و ارتجاع مي دانند و با خود مي گويند چگونه مي شود دنياي كفر امروز چهار اسبه و شتابان به طرف رشد و تعالي در علوم، فنون، صنعت و حتي علوم انساني حركت مي كنند و ما مسلمانان فقط تماشاچي و مقلد و مصرف كننده هستيم و اين در حالي است كه آنها به هيچ يك از اعتقادات و اعمال مذهبـــي ما پايبند نيستند و از هميـــن جا نتيجه مي گيرند كه مذهبي بودن مساوي عقب ماندگي و تحجر! و كافري مساوي توسعه و رشد يافتگي است.
3 ـ تنبلي و تن پروري و سستي: اين حالت بيشتر در افرادي كه دنبال خواهشهاي تن و جسم هستند و پرخور و پرخواب هستند ديده مي شود كه گاهي بي توجهي به نماز مي كنند و اساساً هر چه روح بزرگتر باشد جسم را به دنبال خود مي كشد و لذا براي انجام نماز خسته نخواهد شد.
4 ـ مسامحه كاري و غفلت: اين حالت با تنبلي و سستي متفاوت است، يعني انسان به خاطر كوچك شمردن نماز و خفيف شمردن گناه آن، نماز را به تأخير مي اندازد و اين لحظه و آن لحظه يا اين ساعت و آن ساعت مي كند، به گونه اي كه نماز قضا مي شود و علت آن را گرفتاري كاري، گرسنگي‌، عزاداري، بيماري (به دليل اين كه نمي شود نظافت كرد و يا وضــو گرفت)، داشتن ميهمان، عروسي، شب نشيني ، امتحان، مسابقه و يا اگر در جمع نماز را بخوانم ريا خواهد بود و … عنوان مي كند، در نتيجه يك نمــــاز از او فوت مي شود و به مرور زمان اكثر نمازهايش او در مواقع خاص قضا مي شود و در نهايت نفس فريبنده از طريق موجه وارد عمل مي شود و تعليم مي دهد كه يك شب كه هــــزار شب نمــي شود خداوند مي بخشد و يا اينگونه نماز خواندن فايده ندارد و بهتر است اصلاً خوانده نشود، خلاصه با اين توجيهات خود را مرخص مي نمايد و جزو تاركان نمـــاز قرار مي گيرد.
5 ـ احساس خجالت و رياكاري و سپس برخورد ناصحيح ديگـــران با فرد نماز گزار.
6 ـ گناه و بزهكاري و دنيا پرستي: از مهمترين علل ترك و بي توجهي به معنويات و عبادات انجام معصيت، گناه، لهو و لعب، عياشي، هوسراني و … مي باشد، زيرا اين اعمال روح آدمي را بيمار مي كند. روح آدمي براي گرايش به معنويات، زمينه مساعدي مي خواهد زيرا روحي كه عادت به محيط شهوت پرستي، دنيا طلبي، لذت جويي مــادي كرده ديگر نمي تواند از معنويات بويژه نماز و عبادات مستحب استقبال نمايد. بذر پاك نه تنها در محيط فاسد رشد نمي كند بلكه بذر پاك حتي فاسد هم مي شود؛ در اين باره خداوند در قرآن كريم (سوره مريم / 59 ) مي فرمايد : « پس جانشينان اين جمعيت پاك و خداپرست، قومي شدند كه نماز را ضايع كردند و از شهوات پيروي كردند و به دنبال آن به گمراهي افتادند.» از اين آيه معلوم مي شود كساني كه حق نماز را ضايع كردند كساني بودند كه شهوات را پيروي كردند و به دنبال هوسراني و لهو و لعب رفتند.
7 ـ‌ احساس بي فايده بودن نماز به علت احساس گناهكاري: يكي از علل بي توجهي و ترك نماز احساس گناه از لغزشهاي گذشته و اين تصور كه آب از سرما گذشته و براي چه نماز بخوانم ديگر نماز چه فايده اي به حال من دارد و … است؛ در نتيجـــــــــه اين افكار فرد سعي مي كند يا ترك گناه كند يا ترك نماز و از آن جايي كه با گناه و بزهكاري بيشتر مأنوس است و خود را اسير و گرفتار گناهان مي بيند ترك آن را مشكل مي پندارد و لذا راه آسانتر را در پيش مي گيرد كه ترك نماز است! اگر چه ممكن است در مدت خاصي مثل ماه رمضان به عبادت ويا ترك گناهان مشغول شود.
8 ـ عادت بر بي توجهي يا ترك نماز: تكرار يك عمل و ترك آن موجب ايجاد ملكه و عادت در روح مي شود كه ممكن است اين عادت به يكي از دلايل هفت گانه فوق انجام شود.
9 ـ نارسايي هاي معنوي در خانواده‌ : از عوامل مهم در سازندگي و شكوفايي و يا تخريب شخصيت انسان، خانواده و محيط زندگي است. خانواده از مهمترين عوامل تربيتي انســــــان به شمار مي رود زيرا كه كودك تا چشم باز مي كند پدر و مادر و اهل منزل را مي بيند و بيشترين همانند سازي و الگو برداري را در دوران طفوليت و حتي بقيه ايام عمر از اهل خانواده خواهد داشت، هر چند انسان تحت تأثير محيط و افراد ديگري غير از اعضاي خانواده نيز مي باشد.
10 ـ اجتماع فاسد و محيط زندگي: تأثيرپذيري از محيط امري يقيني و قطعي است. جو آلوده اجتماع از يك طرف محيط درون انســـــان را مسموم مي كند و زمينه هاي رشد و تعالي را از بين مي برد و از طرف ديگر انسان طبق اصل انطباق براي اين كه خود را با محيط تطابق دهد اگر در محيط خدايي وارد شود استعداد هاي فطري وي رنگ خداپرستي و معنويت خواهد گرفت و اگر در اجتماع آلوده و ماده گرا وارد شود يقيناً روح آدمـــي مسخر ماديات مي شود و ارزشهاي فطـــري جهت غير توحيد ي پيدا مي كنند، زيرا اولاً اثر طبيعي و واقع بينانه محيط و جو حاكم است، ثانياً عدم شناخت كامل نسبت به اعتقادات و گرايشهاي مذهبي و در حقيقت عدم واكسينگي اعتقادي و اخلاقي هست كه البتــه دليل دوم مهمتر از اولي مي باشد.
11 ـ دوست فاســــد و بي نماز‌ : همنشيني و همدلي با دوستان ناباب و فاسد روي انسان اثر سؤ مي گذارد و اين اثر متأسفانه ناخودآگاه در انسان ايجاد مي شود.
12 ـ الگوهاي نامناسب ديني : يكي از مهمترين عوامل گريز جوانان و توده مردم از دينداري و معنويات عملكرد و برخورد هاي ناصحيح مبلغان و مناديان دينداري و اسلام خواهي و به ويژه در كشور ما مسؤولان حكومت است. هميشه مردم به بزرگان و مبلغان و عالمان دين به عنوان الگوهاي خود نگاه كرده و رفتار و شخصيت خود را همانند و هماهنگ آنان مي نمايند. اين تأثيرپذيري مردم از الگوهاي خود واقعيت عيني و غيرقابل انكار است، يعني در عالم خارج و عيني الگوپذير از الگو دهنده جدا نيست و مسلماً مأموم از امام، مريد از مراد، مرئوس از رئيس جـــــدا نمي باشد. رفتار و عملكرد و شخصيت رهبران و عالمان دين نقش زيادي در سازندگي و رشد يافتگي معنوي و اخلاقي مردم دارد. مبلغان و عالمان و رهبران ديني نه تنها مردم را در مرحله شناخت دهي و آگاهي بخشي رهبري مي كنند بلكه در مرحله عمل نيز به واسطه رفتار و كردار خود راهبر مردم هستند و مسلماً مردم اگر حرف و عمل رهبران ديني را هماهنگ ببينند، به دين و اعتقادات خود نه تنها كه بيشتر علاقه مند خواهند شد بلكه در انجام اعمال بر اساس دستورهاي دين راسخ تر خواهند گرديد، ولي اگر حرف و عمل را يكي ببينند موجب دلسردي مردم از دين و ديانت مي شود (چه در بعد نظري و چه در بعد عملي دين) البته الگوهاي ديني فقط روحانيون، مبلغان و عالمان ديني و يا صنف خاصي نمي باشند بلكه مسؤولان حكومت، مدير و معلم، استادان و رؤساي دانشگاهها، مديران ادارات به ويژه ادارات دولتي، پدر و مادر همه و همه جزو الگوهاي جذب كننده و دفع كننده هستند.

روشنک جون
08-25-2007, 11:28 AM
به نظر من هرکسی باید با شوق و از روی شناخت و نیاز نماز بخونه! اون وقته که حلاوت و لذتش رو با هیچ چیز عوض نمی کنه !